غلامعلى صفايى
342
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
قافيه شده است و اسم آن را تنوين غالى مىگذارد . اين قول را ابن مالك اختيار كرده است . و زعم ابو الحجاج بن معزوز : ابو الحجاج يوسف بن معزوز از نحويون اندلس گفته است : از ظاهر كلام سيبويه برداشت مىشود كه آنچه كه ديگران تنوين ترنم مىشمرند ، او قائل است كه اين نون عوض از حرف مد است و اصلا تنوين نمىباشد . و ابن مالك در كتاب التحفه قول ديگرى غير از قول قبل كه موافق نظر سيرافى و زجاج بود اختيار كرده و گفته است كه نون ملحق به قوافى مطلقه و مقيده اگر نام آنها تنوين گزارده شود مجاز مىباشد ، زيرا در حقيقت اين نون اصلا تنوين نمىباشد بلكه نون زائده ديگرى غير از تنوين است . به همين جهت كه اين نون ، تنوين نيست ، علائم تنوين را ندارد ، لذا مختص به اسم نمىباشد و با الف و لام در يك كلمه جمع مىشود و در حالت وقف ثابت و مذكور مىباشد در حالى كه تنوين در حالت وقف ، ساقط مىشود . و زاد بعضهم تنوينا سابعا : بعضى از نحويون تنوين ديگرى بر شش تنوين قبل اضافه كردهاند و گفتهاند : هفتمين تنوين ، تنوين ضرورت است و آن تنوينى است كه به آخر اسماء غيرمنصرف و مناداى مضموم ملحق مىشود ، مانند قول أمرى القيس : « تبصّر خليلي هل ترى من ظعائن * سوالك نقبا بين حزمى شعبعب » « 1 » شاهد : در الحاق تنوين ضرورت به اسم غير منصرف « ظعائن » مىباشد . تركيب شعر : « تبصّر » فعل امر مخاطب مذكر ، و ضمير مستتر « أنت » فاعل آن و « خليلي » مناداى مضاف به ياء متكلم به حذف حرف ندا مىباشد و « هل » حرف استفهام « ترى » فعل مضارع مخاطب و جار و مجرور متعلق به آن ، و « ظعائن » جمع « ظعينة » به معناى كجاوه و محمل مىباشد « من » زائده و « ظعائن » مفعول « ترى » است و « سوالك » جمع « سالكة » صفت « ظعائن » و « نقبا » به معناى راه در كوه ، مفعول « سوالك » است و « بين » ظرف و مضاف به اسم بعد بوده و متعلق به شبه فعل
--> ( 1 ) - شرح شواهد العينى : 3 / 274 ، شرح الاشموني : 3 / 274 .